تبليغاتX
رژ لب روی ته سیگار....!!!

رژ لب روی ته سیگار تن من زير خاكستر

 

 

 :-(

احتمالا آدرس وب عوض میشه....هرکسی خواست بگه آدرس جدید و بدم بهش

 

 

+ تاريخ دوشنبه دهم بهمن 1390ساعت 19 نويسنده Tali |

 

دنیا سر جدایی من و تو شرط بندی کرده.......

+ تاريخ یکشنبه نهم بهمن 1390ساعت 22 نويسنده Tali |

 

میخوام بمیرم و این زندگی لعنتی رو ترک کنم

نمیخوام زنده بمونم

من به تو فک نمیکنم

اگه تو منو دوس داری...

چرا من دارم گریه میکنم؟؟؟

چرا من تنهام؟؟؟

آره...

تو منو دوس نداری....

چرا منِ احمق فک میکردم دوسم داری

من خوشحال نیستم..

نه.....نه...

من خوشحالم چون که...

اگه بخوام میتونم فراموشت کنم

حالا...

ازت متنفرم...

+ تاريخ یکشنبه نهم بهمن 1390ساعت 15 نويسنده Tali |

 

kissing U , is like dancing on the

rain

+ تاريخ شنبه هشتم بهمن 1390ساعت 14 نويسنده Tali |

 

من پاکِ پاکم........

+گفتم که بدونی..

+ تاريخ جمعه هفتم بهمن 1390ساعت 16 نويسنده Tali |

 

یه دوس پسرم نداریم نزدیکِ وَلنتاینِ بهونه بیاریم باهاش کات کنیم که کادو واسش نخریم....اَه....

 

+ تاريخ جمعه هفتم بهمن 1390ساعت 11 نويسنده Tali |

 

A dream , you dream alone...

is just a dream

A drem . you dream together

is realiety...

+ تاريخ پنجشنبه ششم بهمن 1390ساعت 14 نويسنده Tali |

 

کاش همیشه دَرد آدم کات کردن با دوس پسرش باشه...

بخدا شیرین ترین غم تو دنیاست...

+ تاريخ چهارشنبه پنجم بهمن 1390ساعت 21 نويسنده Tali |

 

دیگه امتحانا تموم شد...کمتر میام نت....اخه تو فصل امتحانا وقت ازادم خیلی بیشتر بود....

تروخدا واسم دعا کنید.........یه سری مشکلات دارم ....دعا کنید حل شه....

معمولا شبا میام نت......سعی میکنم به همتونم سر بزنم..

 

:)

+ تاريخ چهارشنبه پنجم بهمن 1390ساعت 14 نويسنده Tali |

 

Fuck my life....

 


ادامه مطلب
+ تاريخ سه شنبه چهارم بهمن 1390ساعت 22 نويسنده Tali |

 

I'm sure ,

i miss U a lot

 

+ تاريخ سه شنبه چهارم بهمن 1390ساعت 10 نويسنده Tali |

 

 

من مي​خواهم باور کنم که تو

يک آدم هرزه و کثيف هستي!

تو مي​خواهي باور کني که من

همان نيمه​ي گمشده​ي تو هستم!


نه تو هرزه و کثيفي

و نه من نيمه​ي گمشده​ي تو


فقط

من و تو ربطي به هم نداريم

همين!

+ تاريخ دوشنبه سوم بهمن 1390ساعت 16 نويسنده Tali |

today , this is my sky

+ تاريخ دوشنبه سوم بهمن 1390ساعت 13 نويسنده Tali |

 
كفش هايم پشتــــــ پايم را ميزنند
تنگ شده اند...
ميدانم براي چه
خوب ميدانم...
مدت زيادي از آخرين باري كه با هم قدم زديم گذشته است
 
+ تاريخ یکشنبه دوم بهمن 1390ساعت 15 نويسنده Tali |

 

«تاکسی»
تاکسی را
صدا زدم
صد تا شخصی
هجوم آوردند
دلم سوخت...!
 
 
+ تاريخ شنبه یکم بهمن 1390ساعت 19 نويسنده Tali |

 

دیدید بلاخره بَرف اومد...یاده روزه آخری که دیدمش افتادم اون روزم برف اومده بود ۱۷ آبان چه روز نحسی

بود..

همین الان اومدم خونه از ساعت ۱۰ بیرون بودم...تنهای تنها....خیلی فک کردم درباره ی همه چی...

تصمیم گرفتم آدم بشم....میخوام گذشتزو فراموش کنم....و از نو شروع کنم..

میخوام یه رابطه ی جدیدو شروع کنم.....

میخوام اون چوپان دروغگورو فراموش کنمش واسه همیشه....

راستی رفتید برف بازی..؟؟...من دوشنبه اگه مدرسه تعطیل شه شاید برم توچال ....دعا کنید تعطیل شه

 

+ تاريخ شنبه یکم بهمن 1390ساعت 13 نويسنده Tali |

من آرومم .......

ولی قانونا من داغونم.....

+ تاريخ جمعه سی ام دی 1390ساعت 12 نويسنده Tali |

Watching U like this killes me

Bcz i khow i could never be with U

but even so , i still

love you in secret

bcz U mean that much to me

 

+ تاريخ پنجشنبه بیست و نهم دی 1390ساعت 19 نويسنده Tali |

 

A break up is like a broken mirror

It is better to leave it broken

than hurt yourself trying to fix it

+ تاريخ چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390ساعت 18 نويسنده Tali |

 

مرسی از بودنت....

دقیقا وقتی رسیدی که داشتم از تنهایی دِق میکردم.....

+خیلی حالم خوبه.....

 

:)

+ تاريخ چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390ساعت 10 نويسنده Tali |

 

تَمام صندلی های پارک دونَفره هستند....

خیالی نیست رو چَمَن میشینیم......

+ تاريخ سه شنبه بیست و هفتم دی 1390ساعت 19 نويسنده Tali |

 

                    I wished U loved mE

                   

+ تاريخ سه شنبه بیست و هفتم دی 1390ساعت 13 نويسنده Tali |

 

+مجنون

همیشه مَرد نیست...

گاهی مَجنون دُخترکی تَنهاست...

که زمانی لیلی کسی بود...!!

 

+ تاريخ دوشنبه بیست و ششم دی 1390ساعت 20 نويسنده Tali |

 

مُدت هاست هَرزِگی در ایران مُد شده اَست.....

+ دِمُده بودن را تَرجیح میدهم.......

+ تاريخ دوشنبه بیست و ششم دی 1390ساعت 14 نويسنده Tali |

 

IM half asleep...my fingers Are colD

i am S0 alone....

+ تاريخ یکشنبه بیست و پنجم دی 1390ساعت 23 نويسنده Tali |

هیچوقت هم آغوش هایَت را عاشق خود نَدان....

هیچ مردی دَر تَخت خواب نامهربان نیست.....

+ تاريخ یکشنبه بیست و پنجم دی 1390ساعت 14 نويسنده Tali |

 

باورتون نمیشه چقَد امتحانمو خوب دادم...........عالی بود....مطمئنم بالای ۱۹ میشم!!!!

دلم میخواست برم سَرتاپای آقامونو بوس کُنم ....خیلی زَحمت کشیده بود.....

 

مرسی بچه ها که دُعام کردید.....

 

:)

+ تاريخ یکشنبه بیست و پنجم دی 1390ساعت 11 نويسنده Tali |

خیلی از امتحان حِسابان فَردا میترسم...........

اگه قرار بود یه گله خَر بهم تجاوز دسته جمعی کُنن اِنقد نمیترسیدم که الان میترسم

 

دُعا کنید واسَم..... 

+ تاريخ شنبه بیست و چهارم دی 1390ساعت 21 نويسنده Tali |

 

در همین حوالی هستند کسانی که تا دیروز میگفتند بدون تو حتی نفس هم نمیتوان کشید

اما امروز در آغوش دیگری نفس نفس میزنند.....

+فردا امتحان حسابان دارم....تروخدا دعا کنید خوب بدم....

+ تاريخ شنبه بیست و چهارم دی 1390ساعت 17 نويسنده Tali |

 

+دلم تابستون میخواد....از این زمستون مسخره خسته شدم....یه برف درست حسابی نیومد بریم برف بازی...اَه...

+امروز دوباره موهامو قیچی زدم....آخه امتحان حسابان دارم....خیلی میترسم.....

*فک کنم تا آخره امتحانا کچل شم.... :)

+حوصلم خیلی سَر رفته...دِلم مهمونی میخواد....پُر دود....یه مشت دخترو پسر که دارن تو هم میلولن

و فک میکنن خیلی باحالن....بشینی یه گوشه فقط سوژشون کنی و بخندی....

+دلم یکیو میخواد بیاد جلوم وایسه هیچ حرفیم نزنه.....منم تا میتونم بهش فحش بدم اونم از اون ناجورا.

قول میدم بعدا از دلش در بیارم..

+ تُف به این زندگی................

فک نکنم کسی تو دنیا به اندازه ی من برف دوس داشته باشه....

 

+ تاريخ جمعه بیست و سوم دی 1390ساعت 20 نويسنده Tali |